مفاهیم بنیادین تعالی سازمانی

 

مقدمه

مدل تعالی سازمانی چارچوبی روشمند برای ارزیابی عملکرد سازمان‌ها در دو حوزه توانمندسازها و نتایج حاصل از این توانمندسازها است. دستاوردهای حاصل از ارزیابی در این مدل عبارتست از نقاط قوت سازمان و زمینه‌های قابل بهبود آن که برای دستیابی به بهبودها فهرستی از برنامه‌های اولویت‌بندی شده را نیز پیشنهاد می‌کند.  

بر اساس آموخته‌های مدیریت کیفیت جامع (TQM توجه به مفاهیم بنیادین تعالی سازمانی هشت گانه به شرح زیر، لازمه موفقیت و ایجاد بهبود مستمر سازمان‌ها است: 

§         دستیابی به نتایج متوازن

§         ارزش افزایی برای مشتریان

§         رهبری با دوراندیشی، الهام بخشی و درستی

§         مدیریت به وسیله فرآیندها

§         موفقیت از طریق كاركنان

§         پرورش خلاقیت و نوآوری

§         ایجاد شراكت‌ها

§         مسئولیت‌پذیری برای آینده‌ای پایدار

  مفاهیم بنیادین تعالی سازمانی هشت‌گانه فوق پایه‌های اصلی برنامه‌ریزی و استقرار سیستم‌ها را تشکیل می‌دهند و برای شناخت وضعیت عملکردی سازمان‌ها باید از معیارهایی بهره گرفت که ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم فوق‌الذکر داشته باشند، معیارهایی که توسط آنها، میزان تحقق هشت ارزش و مفهوم بنیادین و میزان موفقیت سازمان در دستیابی به نتایج را بتوان اندازه‌گیری کرد.


تشریح مفاهیم بنیادین تعالی سازمانی

در این بخش هر یك از مفاهیم بنیادین تعالی سازمانی شرح داده می شود:

دستیابی به نتایج متوازن

 سازمان‌های متعالی از طریق برنامه ریزی و دستیابی به مجموعه‌ای متوازن از نتایج كه نیازهای كوتاه‌ مدت و بلند مدت ذی‌نفعان را برآورده كرده و یا در موارد مربوط فراتر می رود، ماموریت خود را محقق ساخته و به سوی چشم انداز پیش می‌روند.

 درعمل، سازمان‌‌های متعالی:

  • نتایج كلیدی كه برای دستیابی به ماموریت و ارزیابی میزان پیشرفت به سوی چشم انداز و اهداف استراتژیك لازم است را شناسایی و درك می‌كنند.
  • نیازها و انتظارات ذی‌نفعان را به عنوان درونداد توسعه و  بازنگری استراتژی و خط‌مشی‌های پشتیبان جمع آوری می كنند و همواره نسبت به هرگونه تغییر هوشیار هستند.
  • مجموعه‌‌ای متوازن از نتایج را برای بررسی پیشرفت خود و ارائه  نمایی از اولویت‌های بلند مدت و كوتاه مدت برای ذی‌نفعان كلیدی به همراه روابط علت و معلولی كه به روشنی  تعریف شده است، بكار می‌گیرند.
  • از ساز و كارهای اثربخش برای درك سناریوهای آتی و مدیریت ریسك‌‌های استراتژیك استفاده می‌كنند.
  • دستاوردهای لازم و شاخص‌های عملكردی مرتبط را تعریف كرده و اهداف را مبتنی بر مقایسه عملكردشان با سایر سازمان‌ها و چشم انداز و ماموریت خود تعیین می‌كنند.
  • استراتژی و خط‌‌مشی‌های پشتیبان را به گونه‌ای نظام‌مند به منظور دستیابی به مجموعه مطلوبی از نتایج كه میان اهداف بلند مدت و كوتاه مدت توازن ایجاد می‌كند، جاری می‌سازند.
  • مجموعه نتایج حاصله را به منظور بهبود عملكرد آتی خود و ارائه منافع پایدار به ذی‌نفعان ارزیابی می‌كنند.
  • از شفافیت گزارش دهی به ذی‌نفعان كلیدی از جمله نهادهای حاكمیتی مرتبط، درراستای انتظاراتشان اطمینان حاصل می‌كنند.
  • از تامین اطلاعات درست  و كافی برای رهبران‌شان به منظور حمایت از آنها در تصمیم‌گیری موثر و به موقع و توانمندسازی آنها در پیش بینی اثربخش عملكرد آتی سازمان اطمینان می‌یابند.

 

   ارزش افزایی برای مشتریان

 سازمان‌های متعالی مشتریان را علت وجودی اصلی خود می‌دانند و تلاش می‌كنند تا از طریق در ك و پیش بینی نیازها و انتظارات آنها برایشان نوآوری و خلق ارزش نمایند.

 درعمل، سازمان‌‌های متعالی:

§         گروه‌‌های مختلف مشتریان خود را می‌شناسند و نیازها و انتظارات متفاوت آنها را پاسخ داده و پیش بینی می‌كنند.

§         با تمامی مشتریان خود گفتمانی مبتنی بر گشودگی و شفافیت ایجاد و حفظ می‌كنند.

§         تلاش می كنند تا برای مشتریان خود نوآوری و خلق ارزش نمایند.

§         از این كه كاركنان‌شان ابزارها، شایستگی‌ها، اطلاعات و توانمندی‌های لازم را برای حداكثرسازی تجربه مشتری در اختیار دارند، اطمینان می‌یابند.

§         تجربه‌‌ها و برداشت های مشتریان خود را  همواره پایش و بازنگری كرده و به هرگونه  بازخوردی به طور سریع و اثربخش پاسخ می‌دهند.

§         مشتریان را در توسعه محصولات، خدمات و تجربه‌های جدید و نوآورانه بطور فعال مشاركت  می‌دهند.

§         عملكردشان را با الگوهای بهینه مربوط مقایسه و قوت‌های خود را به منظور حداكثرسازی ارزش‌های خلق شده برای مشتریان درك می‌كنند.

   

رهبری با دوراندیشی، الهام بخشی و درستی

 سازمان‌های متعالی رهبرانی دارند كه آینده را به تصویر كشیده و آن را محقق می‌سازند و به عنوان الگو برای ارزش‌ها و اخلاق سازمانی، ایفای نقش می‌كنند.

 درعمل، سازمان‌‌های متعالی رهبرانی دارند كه:

§        جهت گیری و تمركز استراتژیك روشنی را تعیین كرده و آن را درمیان می‌گذارند بطوری كه  كاركنان خود را در سهیم بودن و دستیابی به مقاصد و اهداف محوری سازمان متحد می‌كنند.

§        محرك‌‌های كلیدی كسب و كار را درك كرده و در برنامه ریزی برای دستیابی به اهداف حال و آینده، بین نیازهای سازمان و ذی‌نفعان توازن ایجاد می‌كنند.

§          توانایی‌هایشان را برای اخذ تصمیمات مناسب و به موقع مبتنی بر اطلاعات در دسترس، تجارب قبلی و در نظرگرفتن پیامدهای تصمیماتشان، نشان می دهند.

§        منعطف هستند بطوری كه جهت‌گیرهای سازمان را در صورت نیاز بازنگری، تعدیل و مجدداً همسو كرده و همواره الهام بخش اعتماد هستند.

§        دریافته‌اند كه مزیت پایدار، وابسته به توانایی‌شان در یادگیری و پاسخ دهی سریع با روش های نوین انجام كار است.

§        الهام بخش كاركنان هستند و فرهنگ شراكت، مالكیت، توانمندسازی، بهبود و پاسخگویی را در تمامی سطوح ایجاد می‌نمایند.

§        فرهنگی را ترویج می‌دهند كه از خلق و توسعه ایده‌های جدید و راه‌های نوین تفكر برای ترغیب نوآوری و توسعه سازمانی حمایت می‌كند.

§        از ارزش‌های سازمانی حمایت كرده و با ایفای نقش  الگو برای درستی، مسئولیت اجتماعی و رفتار اخلاقی در دو بعد درونی و بیرونی، شهرت سازمان را توسعه داده و تقویت می‌كنند.

   

مدیریت به وسیله فرآیندها

 سازمان‌های متعالی از طریق فرآیندهای ساخت یافته و همسو با استراتژی‌ها و با بهره‌گیری از تصمیم‌گیری مبتنی بر واقعیت‌ها مدیریت می‌شوند تا نتایجی متوازن و پایدار خلق كنند.

درعمل، سازمان‌‌های متعالی:

§                      به منظور تحقق استراتژی سازمان، چارچوبی از فرآیندهای كلیدی ساخت یافته و همسو شده را به گونه‌ای ایجاد و مدیریت  می‌كنند كه برای ذی نفعان ارزش واقعی می افزاید و توازنی بهینه از اثربخشی و كارایی بدست آید.

§                    فرآیندهایشان، شامل مدیریت فرآیندهایی كه فراتر از مرزهای سازمانی می‌روند را تجزیه و تحلیل، طبقه بندی و اولویت بندی كرده و برای مدیریت اثربخش آنها، رویكردهای مناسبی بكار می گیرند.

§                    شاخص‌های معنادار عملكرد فرآیندها و دستاوردهای مربوطه كه به روشنی با  اندازه‌گیری پیشرفت در قبال اهداف استراتژیك مرتبط شده‌اند را توسعه می دهند.

§                    تصمیمات را بر اساس اطلاعات قابل اعتماد مبتنی بر واقعیت بنا كرده و از تمامی دانش در دسترس برای تفسیر عملكرد جاری و پیش بینی شده فرآیندهای مربوطه استفاده می‌كنند.

§                      از داده‌های مربوط به عملكردجاری و قابلیت‌‌های فرآیندها به منظور شناسایی فرصت‌های نوآوری و ایجاد آن استفاده می‌كنند.

§                      كاركنان خود را در بازنگری، بهبود و بهینه نمودن مستمر اثربخشی و كارایی فرآیندهای سازمان مشاركت فعال می‌دهند.

§                    سطح بالایی از اعتماد ذی‌نفعان را از طریق اطمینان دادن اینكه ریسك‌ها شناسایی شده و به طور مناسبی در طول همه فرآیندهای سازمان مدیریت شده‌اند، تامین می‌كنند.

§                      آیندهای به هم پیوستة درون سازمان و فراتر از آن را به منظور دستیابی به عملكرد و دستاوردهای مطلوب، مدیریت می‌كنند.

   

موفقیت از طریق كاركنان

 سازمان‌های متعالی كاركنان خود را ارج می‌نهند و فرهنگ توانمندسازی را برای دستیابی متوازن به اهداف سازمانی و شخصی ایجاد می‌كنند.

 درعمل، سازمان‌‌های متعالی:

§        مهارت‌ها و شایستگی‌های مورد نیاز برای دستیابی به ماموریت، چشم انداز و اهداف استراتژیك درك می‌كنند.

§        فرهنگی را ایجاد می‌كنند كه در آن در خدمت بودن، مهارت‌ها، استعدادها و خلاقیت كاركنان توسعه یافته و ارج نهاده می‌شود.

§        اطمینان حاصل می‌كنند كه كاركنان می‌توانند با به كار‌گیری تمام توان شان  در یك محیط واقعی شراكت، در موفقیت مستمر خود و سازمان سهیم باشند.

§          اهداف شخصی و تیمی را با اهداف استراتژیك سازمان همسو كرده و اطمینان می یابند كه كاركنان برای حداكثر سازی مشاركت شان توانمند شده‌اند.

§        رویكردهایی اتخاذ می‌نمایند كه از توازن مسئولانه كار- زندگی برای كاركنان خود اطمینان یابند.

§        از وجود گوناگونی در كاركنان خود اطمینان حاصل نموده و از آن استقبال می‌كنند.

§        توسعه سازمانی را از طریق ارزش‌های مشترك، پاسخگویی، اخلاقیات و فرهنگ اعتماد و گشودگی پرورش می‌دهند.

§          سطوح عملكردی كاركنان را كه برای دستیابی به اهداف استراتژیك مورد نیاز است به روشنی تعریف می‌كنند.

§          كاركنان خود را ترغیب می‌نمایند كه خالق و سفیر موفقیت های مداوم سازمان باشند.

 پرورش خلاقیت و نوآوری

 سازمان‌های متعالی از طریق نوآوری مستمر و نظام‌مند و با هدایت خلاقیت ذی‌نفعان خود، ارزش و سطوح عملكردی فزاینده‌ای ایجاد می‌كنند.

       درعمل، سازمان‌‌های متعالی:

§         شبكه‌هایی را برای شناسایی فرصت‌های نوآوری براساس علائم دریافتی از محیط درونی و بیرونی، ایجاد و مدیریت می‌كنند.

§         اهداف ( كلان و خرد) روشنی را برای نوآوری تعیین كرده و استراتژی خود را در راستای دستاوردهای نوآوری اصلاح می‌كنند.

§         رویكردهایی را برای تعامل فعال كاركنان، شركا، مشتریان و جامعه در خلق ایده‌ها و نوآوری‌ها برقرار می‌نمایند.

§         فرهنگ كارآفرینی را برای نوآوری در همه ابعاد سازمان به وجود می‌آورند.

§         نوآوری را به گونه‌ای بكار می‌گیرند كه از تغییرات فنی فراتر رفته و راه‌های جدید خلق ارزش برای مشتریان، راه‌های نوین انجام كار و راه‌های جدید ایجاد شراكت‌ها، منابع و شایستگی‌ها را نمایان می‌سازند.

§         از نوآوری‌ برای تقویت شهرت و تصویر سازمان و جذب مشتریان، شركاو استعدادهای جدید استفاده می‌كنند.

§         دارای مدل ذهنی باز بوده و از خلاقیت و نوآوری برای پاسخ دهی سریع به چالش‌هایی كه با آن روبرو می‌شوند، استفاده می كنند.

§         از طریق فرآیندهای توانمندساز نوآوری، ایده‌های جدید را محقق می‌كنند به گونه‌ای كه با ماهیت و اهمیت تغییراتی كه ایجاد می‌كنند، سازگار باشند.

§         پیامد و ارزش افزوده نوآوری‌ها را ارزیابی می‌كنند.

ایجاد شراكت‌ها

سازمان‌های متعالی برای كسب اطمینان از موفقیت دوجانبه، با انواع شركا روابط مبتنی بر اعتماد را جستجو، ایجاد و حفظ می‌كنند. این شراكت‌‌ها می‌تواند به طور مثال با مشتریان، جامعه، تامین كنندگان كلیدی، نهادهای آموزشی و سازمانهای غیر دولتی شكل بگیرد.

                درعمل، سازمان‌‌های متعالی:

§        دریافته‌اند كه در دنیای با مطالبات فزایندة امروزی، موفقیت ممكن است به شراكت‌های اثربخشی كه آنها توسعه می‌دهند، وابسته باشد.

§        می‌دانند كه هدف بنیادی‌شان چیست و در جستجوی شركایی هستند كه  قابلیت‌ها و توانایی سازمان را در خلق ارزش برای ذی‌نفعان، تقویت ‌كنند.

§          شبكه‌های گسترده‌ای را بنا می‌كنند تا آن‌‌ها را برای شناسایی فرصت‌های بالقوه شراكت توانمند كند.

§          درك می‌كنند كه شراكت‌ها همكاری بلند مدت و تقویت ارزش پایدار را در بر دارد.

§        شراكت‌های استراتژیك و عملیاتی را مبتنی بر نیازهای سازمانی و استراتژیك، قوت‌ها و قابلیت‌های مكمل شناسایی می‌كنند.

§        شراكت‌هایی را توسعه می‌دهند كه به طور نظام‌مند ارائه ارزش‌های بهبود یافته برای ذی نفعان شان را  از طریق شایستگی‌ها، هم افزایی‌ها و فرآیندهای به هم پیوسته میسر می‌سازد.

§        برای دستیابی به منافع متقابل، با شركا همكاری كرده و با تخصص، منابع و دانش برای دستیابی به اهداف مشترك از یكدیگر حمایت می‌كنند.

§        رابطه ای پایدار با شركا مبتنی بر گشودگی، اعتماد و احترام متقابل ایجاد می‌كنند.

 

    مسئولیت‌پذیری برای آینده‌ای پایدار

 سازمان‌های متعالی الگوی ذهنی مبتنی بر اخلاق، ارزش‌های شفاف و بالاترین استانداردها را برای رفتار سازمانی، درون فرهنگ خود جای داده‌اند كه این موارد آنها را قادر می‌سازد تا برای پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی تلاش كنند.

         درعمل، سازمان‌‌های متعالی:

§         از طریق تعریف و در میان گذاشتن یك هدف بنیادین كه مبنایی را برای چشم انداز، ارزش‌ها، اخلاقیات و رفتار سازمانی فراگیر فراهم می‌كند، آینده سازمان را تضمین می‌كنند.

§         شایستگی‌های كلیدی سازمان‌شان و اینكه چگونه می‌توانند به جامعه‌ای وسیع تر منفعت برسانند را درك می‌كنند.

§         هرگاه با وظائفی كه در تعارض با یكدیگر هستند مواجه شوند، برای ایجاد توازن در آن‌ها، پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را به عنوان یك مرجع لحاظ می‌كنند.

§         قادرند نشان دهند كه پیامدهای حاصل از عملیات، چرخه عمر محصول و خدمات خود را بر بهداشت عمومی،  ایمنی و محیط زیست در نظر گرفته‌اند.

§         از داشتن یك محیط كار ایمن وسالم برای كاركنان خود اطمینان می‌یابند.

§         اطمینان حاصل می‌كنند كه كاركنان با درستی عمل كرده و بالاترین استاندارد‌های رفتار اخلاقی را پذیرفته‌‌اند.

§         كاركنان خود و سایر ذی نفعان را به مشاركت در فعالیت‌هایی كه به جامعه‌ای وسیع‌تر كمك می‌نماید تشویق می‌كنند.

§         برای عملكرد خود، در قبال ذی نفعان و گستره جامعه، شفاف و پاسخگو هستند  و فعالانه از تمایل به فراتر رفتن از رعایت مقررات، پشتیبانی می‌كنند.

§         منابع را نه فقط برای منافع  كوتاه‌ مدت بلكه برای تامین نیازهای بلند مدت تخصیص می‌دهند و در موارد مرتبط، رقابتی می‌شوند و رقابتی باقی می‌مانند.

  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390    | توسط: علی عبدالی    | طبقه بندی: مدیریت،     |
نظرات()