تظاهر و چاپلوسی

روزی سلطان محمود گرسنه بود و غذایی خواست . از آن‌جا که مهیّا کردن غذاهای دیگر، طول می‌کشید، فوراً بورانی بادمجان آماده کردند و آوردند. سلطان بادمجان را خورد و او را خوش آمد. پس گفت:

« الحق که بادمجان غذایی نیکوست .»

ندیمی که آن‌جا بود،‌ مدّتی دراز در وصف بادمجان و خواصش سخن گفت و سلطان همچنان می‌خورد. تا این‌که سیر شد و گفت :

« بادمجان غذایی تلخ و مضر است .»

آن ندیم باز لب به سخن گشود و این بار دیر ‌زمانی از مضرات بادمجان گفت. سلطان متعجّب شد و گفت:

« ای مردک ، تو نبودی که در خواص بادمجان‌ها سخن گفتی ؟ »

ندیم گفت:

« ای سلطان ، من ندیم توام نه ندیم بادمجان . باید چیزی گویم که تو را خوش آید ، نه بادمجان را . »

 ...........................................................................................................................

تعهد سازمانی

آقای غلامی در یکی از سازمانهای دولتی مشغول به کار است. او حدود 14 سال سابقه دارد. آقای غلامی در جایی از شرکت مشغول به کار است که مستقیما با ارباب رجوع سر و کار دارد.

یک روز من به دیدن او در محل کار آقای غلامی رفتم و با رفتار و کار او از نزدیک آشنا شدم. او نسبت به پرونده هر مراجعه کننده ای ایرادی میگرفت و کار او را به روز دیگری موکول میکرد. من از او پرسیدم:

-یعنی کار اینهمه آدم که مراجعه میکنند مشکل دارد؟

آقای غلامی گفت:

-نه! بیشتر آنها هیچ مشکلی ندارند. فقط من حال و حوصله انجام کار آنها را ندارم.

و سپس بعد از کلی جر و بحث به من گفت: "مگر به من چقدر حقوق میدهند که خودم را برای مراجعه کنندگان بکشم؟"

.........................................................................................................

خلاقیت

آقای کشاورز در قسمت انفورماتیک یک سازمان مشغول به کار است. او به کار خود بسیار علاقه مند بود و با دلسوزی زیاد برای سازمان خود کار میکرد. ولی اکنون او تبدیل به یکی از بی انگیزه ترین کارکنان سازمان خود شده است. وقتی من علت این موضوع را از آقای کشاورز سوال کردم، او پاسخ داد:

"این سازمان انگیزه من را گرفته و دیگر دوست ندارم اضافه تر از بخشنامه ها کار کنم." او در ادامه گفت:

"من تا کنون چندین بار پیشنهادهایی برای بهبود اوضاع کاری به رئیس خود داده ام. ولی آنها هیچ کدام از آنها را از من نپذیرفتند. ولی بعدها متوجه شدم که همان آدمها، پیشنهادهای خلاقانه من را به نام خودشان به ثبت رسانده اند و پاداش مربوطه را نیز هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی برای خود کسب کرده اند."

آقای کشاورز میگوید که در این سازمان، سلسله مراتب باید رعایت شود و هر کاری از طریق مافوق باید به بالا انتقال پیدا کند. حتی یک پیشنهاد خلاق!

منبع: masaelejari.blogfa.com

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 دی 1389    | توسط: علی عبدالی    | طبقه بندی: طنز و سرگرمی،     |
نظرات()