در جاده بارانی و پر پیچ و خم لاکان که در تابستان گاوها رها در جاده هستند رانندگی می کردم . به دسته ای از گاوها برخورد کردم که در طرف دیگر جاده در میان جاده حرکت می کردند . مرا خطری نبود و گذشتم . ماشینی از روبرو با سرعت می آمد . فرصت کوتاهی بود که از کنارش عبور کنم و با فریاد بگویم “گاو” و در اینه دیدم که با دست و اشاره فحش می داد و حتما گاو خودتی و…. فردا شنیدم که با دسته گاوها تصادف کرده است و ماشینش داغان شده است و خودش در بیمارستان بستری شده است . در صورتیکه اگر زود قضاوت نمی کرد و می اندیشید که یک راننده غریبه بی دلیل به او توهین نمیکند و شاید چیز دیگری را در سر داشته است و سرعتش را کم می کرد این مشکل برایش پیش نمی آمد . نادر ابراهیمی در داستان کوتاه ” عقیق” در کتاب” افسانه ی باران” از دزدیهای زنجیره ای در کلاس درسی می گوید که در نهایت همه انگشتهای اتهام به حسن بر می گردد که بچه فقیری است و در نهایت معلوم می شود که اینها کار فرهاد بچه پولدار کلاس است . قضاوت عجولانه و زود هنگام ار بیماریهایی است که روابط مار ا دچار خدشه می کند . شاید در سازمانها بعلت عدم چرخش درست اطلاعات زمینه برای اینگونه قضاوتها فراهم باشد . سازمان دچار مشکل نقدینگی است و چون بدنه سازمان در اینمورد اطلاعی ندارد و فقط خروج محصول از کارخانه را می بیند وقتی دستگاهی بعلت کمبود قطعه ناشی از نبود پول برای خرید آن قطعه متوقف می شود تحلیل می کنند که مدیران نمی توانند بفهمند که با عدم هزینه به این کوچکی چقدر به تولید لطمه وارد می شود و این همان قضاوت عجولانه و بی مطالعه است . نگاه کردن در شاتهای کوتاه به وقایع ما را از قضاوت درست محروم می کند . باید فیلم وقایع را دید نه عکسی از آنها را ! (منبع سایت، yekmodir.ir)

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 مرداد 1389    | توسط: علی عبدالی    | طبقه بندی: مدیریت،     |
نظرات()