مقیاس اسمی

در حالتی که داده‏ها فقط رسته‏‏های مختلف را مشخص کنند، به طوری که هیچ برتری میان دو دسته وجود نداشته باشد گوییم مقیاس اسمی است. مانند جنسیت که افراد را به دو دسته زن و مرد تقسیم می کند. واضح است بین زن و مرد هیچ یک برتر نیست؛ لذا کدهای 0 و 1 که به انها اختصاص می دهیم، تنها نمادهایی هستند  و در اینجا یک بزرگتر از صفر نیست، همچون که به جای صفر و یک بگوییم مربع و دایره (نصیری، 1386، 32).

 

مقیاس ترتیبی

در حالتی که داده‏ها رسته‏ها را مشخص می کنند اما برخی از رسته ها نسبت به سایر رسته ها برتری دارند مقیاس داده ها ترتیبی است. مثلاً موقعیت اجتماعی را در نظر بگیرید، گیریم پنج مرتبه را مشخص می کنیم و آنها را با 0، 1، 2، 3، 4، 5نمایش دهیم. در اینجا 2 بزرگتر از 1 استاما میزان این بزرگی مشخص نیست، به طوری که می توان از کدهای 1، 10، 25، 40، 100 برای نشان دادن رسته ها استفاده کرد  (نصیری، 1386، 33).

 

مقیاس فاصله ای

وقتی داده‏ها ترتیب دار هستند و فاصله بین آنها مشخص است، گوییم دارای مقیاس فاصله ای هستند، مثلاً نمره درس ریاضی را در نظر بگیرید اعداد 1 تا 20، واضح است در این حالت 9=1-10  (نصیری، 1386، 33).

 

مقیاس نسبتی

این مقیاس همان مقیاس فاصله ای است با این تفاوت که در اینجا صفر مطلق داریم. بدین معنا که صفر قراردادی نیست و به واقع معنای هیچ می دهد. مثال نمره ریاضی را در نظر بگیرید، اگر کسی در درس ریاضی نمره صفر بگیرد. به این معنی نیست که هیچ چیز از ریاضی نمی داند، اما اگر قطر تنه یک درخت صفر باشد، این صفر واقعاً به معنای هیچ است. در واقع درختی وجود ندارد  (نصیری، 1386، 33).

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 تیر 1389    | توسط: علی عبدالی    | طبقه بندی: آمار،     |
نظرات()